محمد مهدى ملايرى

212

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

تاكنون توانسته‌ايم نام و نشانى از چهار كتاب كه هريك از لحاظ موضوع جدا و مستقل از يكديگرند به دست بياوريم بدين ترتيب : 1 . كتابى كه در اختيار ابن قتيبه بوده و قطعاتى از آن را در عيون الاخبار مىبينيم . ابن قتيبه سيزده قطعه از كتابى كه آن را « كتاب التاج » مىخواند و محققا يكى از همين « تاجنامگ » ها بوده است نقل كرده كه در هشت قطعهء آن به نام « كتاب التاج » تصريح كرده و پنج قطعهء ديگر آن هم اگرچه در آنها اسم اين كتاب را ذكر نكرده ، ولى معلوم است كه آنها را هم از همان كتاب التاج گرفته است ، زيرا اين پنج قطعه از نامهء خسرو پرويز به پسرش شيرويه نقل شده آن نامه هم چنان كه از همين كتاب عيون الاخبار برمىآيد جزء همين كتاب تاج بوده چنان‌كه خود ابن قتيبه در دو مورد ديگر كه از همين نامه نقل كرده به اسم كتاب التاج و اينكه آنها را از آنجا گرفته تصريح كرده است . اين سيزده قطعه همه‌اش دستورالعملهائى است دربارهء مملكتدارى و تدبير امور دولت و رفتار شاه با كارگزاران و مأموران دولت و خاصان و نزديكان بود . از اين سيزده قطعه ، ده قطعهء آن از زبان خسرو پرويز پادشاه ساسانى نقل شده ، و در سه تاى ديگر كه نامى از خسرو پرويز نيست نام هيچ‌يك ديگر از پادشاهان نيز برده نشده و نام شاه به‌طور ناشناس « يكى از پادشاهان » شده است . هرچند در اينجا فرصت گفت‌وگوى بيشترى دربارهء اين كتاب نيست ولى اجمالا مىتوان گفت كه به احتمال قوى اين تاجنامه كتابى بوده است شامل شرح حال و گفتار و سخنان حكيمانه و اندرزهائى از خسرو پرويز . خسرو پرويز پس از اردشير و انوشيروان از لحاظ شوكت و فرّ و شكوه سلطنت معروفترين شاهان ساسانى به‌شمار مىرفته و سرگذشتها و داستانهاى بسيار از او روايت مىشده و مخصوصا جنگهاى او با روم و پيروزيها و شكستهايش هم او را بر سر زبانها انداخته بود ؛ و خيلى محتمل است كه به همان‌گونه كه در شرح حال و كارهاى انوشيروان كتاب خاصى وجود داشته دربارهء خسرو پرويز هم در ادبيات پهلوى كتاب مخصوصى به نام تاجنامگ وجود داشته و اين قطعات از آن گرفته شده باشد .